دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 10:26 توسط محمدصادق | 

به نام خدای مهربان. سلام خدمت شما دوست عزیز. من سید حسین عباسمناش هستم و باز هم خداوند رو سپاسگزارم که به من فرصت داده که در خدمت شما عزیزانم باشم. امروز می‌خوام در مورد یه موضوعی صحبت کنم که این چند وقته خیلی در واقع دیدم و اتفاق افتاده و به نظر من خیلی ربط داره به بحث عزت نفس. نمی‌دونم فهمیدید یا نه به طرز عجیبی همه مردم جهان انگار مصاب ذاشتن با همدیگه که توجه بیشتری رو جلب کنن. یعنی این نیاز به توجه از بدو تولد انسان وجود داشته‌ها. ولی احساس می‌کنم هر روز داره این خلع، این نیاز داره بیشتر و بیشتر میشه و آدما کارای احمقانه‌تری می‌کنن برای اینکه توجه دیگرانو جلب کنن. برای اینکه مردم در موردشون حرف بزنن. برای اینکه فالوور بگیرن. برای اینکه لایک بگیرن. برای اینکه در واقع دیده بشن. یه اتفاقی افتاد همین چند وقت پیش رسانه‌ای شد و اینا خیلی در واقع اتفاق عجیبی بود در نوع خودش افرادی که در دانشکده افسری در واقع اداره امنیت روسیه اینا ۵ سال درس خونده بودن قرار بود که در واقع اطلاعاتی روسیه باشن بعد از ۵ سال تمرین دیدن و حتی محل آموزش اینا مخفی بوده یعنی هیچ نمی‌رسه که اینا دارن کجا آموزش می‌بینن. به شدت در وا در اختفاع اینا یادگیری و آموزش و در واقع مراحل پیشرفتشون رخ داده و یک فرد امنیتی و اطلاعاتی رو هیچکس نباید بدونه که این فرد اطلاعاتیه. این یه آدم امنیتیه. اینا باید بتونن رسوخ کنن توی دل جامعه و اون اطلاعاتی که حالا دولت ازشون میخوادو پیدا کنن و به دست بیارن بدون اینکه کسی اینا رو بشناسه و چهره‌های اینا رو بشناسه یا توی صفحه مجازی ب می‌دونن که اینا یه همچین شخصیت‌هایی دارن. اینا بعد از ۵ سال آموزش وقتی که فارغتحصیل میشن یه کار خیلی خیلی احمقانه‌ای رو توی مسکو انجام میدن. این قضیه اتفاق داره میگن مالم دو سه هفته پیشه که بلند میشن با این ماشینای بنز شاستی بلند دولتی که مال خود وزارت اطلاعات و امنیت روسیهست بلند میشن جشن می‌گیرن و رژه میرن تو خیابونا و کلی سلفی می‌گیرن و دلقک بازی می‌کنن و توی سوشال ورکاشون پخش می‌کنن و که آره آقا ما مثلاً فار تحصیل شدیم و ما اینجوریه و ما اونجوریه و خلاصه همه جوره شعاف میکنن و خودشونو نشون میدن و کلی در واقع دنبال توجهن که آقا ما امنیتی‌های جدید در واقع روسیه هستیم و این خیلی خیلی باعث تعجب کارشناسان نظامی و امنیتی روسیه شده بود که بابا اصلاً یه فرد امنیتی کل زندگیش در واقع مخفیه در تا لحظه مرگش هیچ‌کس نمی‌دونه که این امنیتیه. این یه جاسوسه. این یه فرد اطلاعاتیه. هیچ‌کس نمی‌دونه که این در دقیقاً کجا داره کار می‌کنه، کارش چیه. اینا نقش‌های زیادی رو بازی می‌کنن. نقش یه نجارو توی محله دارن ولی برای اداره امنیت کار می‌کنن. نقش یه آشپزو تو یه رستوران دارن ولی برای اداره امنیت کار می‌کنن. اینا چهجوری تونستن یه همچین کاری بکنن که بیان تو کل مسکو خودشونو نشون بدن که ما امنیتی هستیم و اون مهم‌ترین قانونشونو فراموش کنن و یان تو شبکه‌های اجتماعی در واقع عکسهای خودشونو منتشر کنن که آقا مثلاً ما فارغ تحصیل شدم از اداره امنیت روسیه و ما اینجوری و اینا و خیلی تعجب کردن گفته بودن اصلاً اینا انگار هیچی حالشون نیست یعنی هیچ الفبای امنیت اطلاعات در واقع ارتش رو نفهمیدن اصلاً و به اصلی موضوع حتی توجهی نکردن اینقدر این در واقع نیاز به توجه تو اینا شدید بوده تو همه اینا حالا من مثالای دیگه براتون می‌زنم. اتفاقاً همین ارتش روسیه هم یه داستانی رو داشت. نیروهایی که فرستاده بود به روس به سوریه اینا خب همیشه عنوان می‌کردن که ما اصلاً نیروی زمینی به سوریه نفرستاده بودیم. این قضیه مال چند ماه پیشه. ما از طریق هوا فقط داریم اتخالات نظامی به صورت نیروی زمینی توی سوریه نداریم و از طریق هوا فقط داریم مواضع مخالفان دولت اسد رو بمباران می‌کنیم و اینا. بعد این ستانی که از ط از ارتشی‌های روسیه رفته بودن سوریه اینا عکس گرفته بودن بغل تانک و فلان و اینا تو سوشال نتورکاشون گذاشته بودن فیسبوک و تویتر و اینا اینستاگرام پخش کردن و یادشون رفته بوده که در واقع لوکیشنو خاموش کنن و عکساشون که در واقع شیر شده بوده با لوکیشن شیر شده بوده که اینا دقیقاً کجا این عکسو گرفتن و معلوم شده بوده که اینا همه تو سوریه‌ان اینا برخلاف ادعای رسمی در واقع دولت روسیه یا مثالای زیاد آدمایی که مثلاً خالکوبی‌های حتی ستاره‌های فوتبال خالکوبی‌های عجیب و غریب می‌کنن. حتی مثلاً من این قضیه مال دیروز پیروزه که یه اردویی در واقع بارسلون داره توی انگلیس و لیونل مسی با یه ظاهر کاملاً جدید حالا غیر از اون ریشه‌ها و فلان و اینا با موهای کاملاً زرد شده، رنگ شده، بلند شده در واقع توی اردو داره تمرین می‌کنه و اگه دقت کنید به طرز عجیبی اصلاً دیگه مش تو ایرانم من حالا اسم نمی‌برم از ایرانیا که مثلاً افرادی که خودشون به قدر کافی شهرت دارن یه سری برنامه‌ها رو دارن تولید می‌کنن توی سلاح سیما توی نمی‌دونم شبکه‌های مجازی دیگه که مثلاً مورد توجه قرار بگیرن یا حتی مثلاً من یه چیزی هم تو ایران دیدم یه بنده خدایی هست از این حرکت‌های کاراتی و اینا انجام میده و هر روز فایل می‌ذاره توی کانال و توی برنامه‌های مختلف و اینا خب خیلی هم فان شده اصلاً تو ایران جوکی شده واسه خودش هر روز این کارا رو انجام میدن به میگم به طرز عجیبی تو کل دنیا فرق نمی‌کنه طرف چقدر مشهور باشه یا نباشه به شدت آدما دنبال جلب توجهن دنبال فالور گرفتنن مثلاً احساس می‌کنم که آدما انگار مثلاً هی به همدیگه دارن میگن که ببین من چقدر فالور دارم تو چقدر فالور داری من این پستو گذاشتم اینقدر لایک گرفتم تو چقدر لایک گرفتی انگار که اینا توی خونهشون دارن هی به هم بیاد تو دوستاشون توی جمعشون توی باشگاه ون توی هر کجا که هستن دارن به همدیگه میگن ببین برنامه من چقدر پرطرفداره اون کاری که من دابش داب اسمش من چقدر پرطرفدار شد چقدر این پخش شد چقدر اون پخش شد و اغلب حتی کارای احمقانه می‌کنن برای اینکه مورد توجه قرار بگیرن برای اینکه بیشتر دیده بشن برای اینکه بیشتر در واقع در موردشون صحبت بشه و این یه خلع بسیار بسیار بزرگ تو شخصیت آدماست به نظر من یعنی در واقع همه ما داریم داریم به یک سمتی میریم که نیاز داریم به تأیید دیگران نیاز داریم که مردم ما رو تأیید کنن نیاز داریم که مردم در مورد ما حرف بزنن نیاز داریم که مردم به ما توجه کنن و این دیگه خیلی افراطی داره میشه و هر روزم داره بزرگ یعنی انگار یه جریانی درست شده آدما رو داره به سمت خودش می‌کشه یه در واقع مردابی هست که آدما رو داره تو خودش غرق می‌کنه این نیاز به توجه دیگران نیاز به تأیید دیگران که حالا من یه کاری بکنم فرقی نمی‌کنه من لیونل مسی باشم یا مثلاً چه می‌دونم یه آدم ی غیرحرفه‌ای‌تر توی فوتبال یه کاری بکنم که مورد توجه قرار بشه یه مدل موی خاصی بذارم شما تو همین یورو هم دیدید توی کپ آمریکا هم دیدید مدل موهای عجیب و غریب خالکوبی‌های عجیب و غریب دلیلش چیه؟ طرف میاد یه خالکوبی عجیب و غریبی میکنه بعد مثلاً رسانهیش میکنه و عکس میگیره و یا مثلاً من خیلی میبینم مثلا کریم بنزما که تو تیم ملی فرانسه بازی نکرد توی دبی مثلا رفته بود دوران تعطیلاتشو یا جاهای مختلف مثلاً تیکه تیکه از خودش فیلم گرفته بود که آقا من الان سوار هواپام آقا من الان سوار قایقم آقا من دارم الان در فلان ساحل دارم پیاده‌روی می‌کنم آقا من دارم بعد اینا رو مثلاً شیر می‌کرد پخش می‌کرد این نیاز به توجه حتی در مورد ستاره‌های بزرگ فوتبال که خودشون شاید بگم میلیون‌ها حتی میلیارد طرفدار دارن ولی انگار باز این نیازه می‌خواد من یه کاری بکنم که در مورد من صحبت بشه من از اون یکی کم نیارم اون یکی که خیلی داره در موردش صحبت میشه من از اون کم نیارم از اون فلان بازیکن از فلان بازیگر حالا سینما از ان نمی‌دونم هنرمند فلان و این نشون میده که آدما خیلی خیلی دارن از خودشون دور میشن. من دوست دارم که به رفتارهامون فکر کنیم. یعنی حداقل ما اینکه داریم یک مسیری رو پیدا می‌کنیم برای خوشبختی و موفقیت باید متفاوت عمل کنیم با اکثریت جامعه. فرق نمی‌کنه طرف چقدر مشهوره چقدر ثروتمنده. این رفتار رفتاریه که ما رو از از خودمون دور می‌کنه. ما رو از لذت واقعی دور می‌کنه. اینکه من زنده زندگی کنم برای دیگران اینکه من زندگی کنم کارایی بکنم که بیشتر در مورد من صحبت بشه بیشتر توجه حتی دیدید توی ایران توی همه جا هم هست مثلاً طرف میاد تو اینستاگرامش کلی پول میده که فالور فیک بگیره یعنی من میبینم بعضی از بچه‌ها مثلاً تو همین اینستاگرامشون همین دوستانی که حالا سخنرانی دارن سمینار دارن برنامه دارن برگزار میکنن و اینا مثلاً ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار تا مثلاً نوشته فالور داره بعد مثلاً یه پستی رو گذاشته د تا کامنت گرفته کلاً عد مثلاً پایین اون د تا کامنتم یکیشون نوشته که آقا تو ۱۰۰۰ تا فالور داری پس چرا دو کامنت کسی نذاشته اون یکی هم پایینش جواب داده که اتفاقاً نکته جالبش همینه این د تا کامنتم در مورد همین موضوع اینه که بابا آخه این فالورا چه ربط به این کامنت معلومه طرف مثلاً دنبال اینه پول خرج کنه به صورت حتی فیک حتی به صورت غیرواقعی فالور بگیره که به بقیه بگه ببین من صفحه اینستاگرامم اینقدر فالور داره من توییتر اینقدر پرطرفدارم من توی فیس‌بوک اینقدر فرند دارم من اینقدر پیجم مثلاً لاک خورده بچه‌ها ما باید یاد بگیریم برای خودمون زندگی کنیم اصلاً دیگرانی تو زندگی ما وجود ندارن اینکه من بیام زندگیمو بر اساس دیگر لباسمو بر اساس نظر دیگران چی بپوشم که مثلاً بقیه مثلاً بگن به به چه یا بقیه بگن واو مثلاً یا خونمو یا وسائل زندگیمو اصلاً خیلی موقع‌ها هست افراد سیله‌ای که می‌خرن من یادمه یکی از بچه‌ها اون موقع که ایران بودن به من گفته که تو چه ماشینی داری؟ از همین بچه‌های دوره‌های ما بود. گفتم که من فلان ماشینو دارم. گفت چه فایده داره این ماشین؟ من یه یه ماشین شاسته بلند داشت من فلان ماشین شاسته بلندو دارم گفتم خب حالا مثلاً چه فرقی می‌کنه؟ مثلاً این حالا گفت ببین ماشین تو وقتی بغل ماشینا قرار می‌گیره از این‌ور نگاه می‌کنم اصلاً دیده نمیشه ولی ماشین من وقتی بغل ماشین قرار می‌گیره از این‌ور نگاه می‌کنیم قشنگ دیده میشه ببین اینه حالا تو هرچند ۱۰ میلیاردم پول اون ماشین رو داشت داده باشه چه فایده لایه ماشین معلوم نیست ولی ماشینه من لایه بقیه ماشینا معلومه بعد من پیش خودم گفتم ا مگه من ماشین می‌گیرم که وقتی از یه زاویه خاصی نگاه می‌کنی معلوم باشه دیده بشه اصلاً مگه مهمه که یه ماشین من لابه‌لای بقیه ماشینا معلوم بشه یا نشه من یه ماشین راحت می‌خوام کارامو انجام بده همین ازش لذت ببرم یعنی می‌خوام بگم که همون موقع من پیش خودم گفتم که عجب داستان عجیبیه آدما حتی ممکنه مثلاً ماشینشونم به همین شیوه بخوان بخرن خونهشونم به همین شیوه بخرن وسایلشونم به شیوهی بخرن که معلوم بشه مورد توجه بقیه قرار بگیره یه در واقع حرکتی انجام بدن یه خونه بگیرن یه مهمونی بگیرن من یادمه مثلاً یکی از دوستام بود خیلی سال پیش این کلاً دنبال این بود که خودشو نشون بده به بقیه فک فامیل و اینا بعد مثلاً اون موقع تلویزیون ال ای دی و اینا خیلی تازه اومده بود مثلاً تلویزیون ال ای دی خریده بود کل فامیلو دعوت کرده بود فقط برای اینکه بگه من تلویزیون ال ای دی خریدم بعد مثلاً چند وقت بعدش مب خریده بود بعد دوباره کل فامیل دعوت کرده بود که مثلاً بگه من مبل خریدم دوباره چند وقت بعدش مثلاً یه دستگاه بازی برای بچهش خریده بود دوباره همه رو دعوت کرده بود که بگه من این دستگاه بازی برا یعنی انگار که مثلاً این دستگاهها و این مبله و این تلویزیونا رو فقط برای این خریده که به بقیه بگه من اینو خریدم اصلاً حالا بیشترین دلیلش کارایی اون وسیله نبوده بیشترین ساسی بوده احساس خوشیی بوده از اینکه به بقیه بگه ببینید من اینو تونستم بخرم خیلی از آدما دارن الان اینجوری زندگی می‌کنن که اصلاً برای خودشون زندگی نمی‌کنن برای دیگران زندگی می‌کنن برای تأیید دیگران زندگی می‌کنن کارهایی که می‌کنن رشته‌هایی که می مثلاً مثلاً میگه چه رشته‌ای می‌خوای بریم فلان رشته تحصیلی رو می‌خوام انتخاب کنن برای چی می‌خوام انتخاب خیلی اسمش گندهست و بقیه میگن واو مثلاً رشته تحصیلیشونو شغلشونو ب در این پایه انتخاب می‌کنن. نمی‌دونم زندگیشونو برای چی فلان منطقه داری خونه می‌گیری؟ بابا خب مثلاً تو پول ۱۰ تا یه خونه رو داری میدی که اون منطقه خونه بگیری. تازه داری قرض می‌کنی کلی وام داری می‌گیری. نه بذار من فلان جا بگن طرف داره فرشته زندگی می‌کنه. طرف داره الهیه زندگی می‌کنه. خب بابا مگه تو برای مردم داری؟ تو خونت فرشته باشه محل کارت مثلاً میدون ولیس باشه. این همه راه بکوبی بخوب همون ولیس یه خونه بگیر همون کریم خان یه خونه بگیر. چرا بکوبی؟ نه. سش پایینه من بذار اشکال نداره حالا روزی ۴ ساعت تو ترافیک هستن ولی عوضش بگن طرف تو فرشته داره زندگی می‌کنه خب این این موضوعی که اصلاً بابه ها یعنی نمی‌خوام بگم مثلاً یه عده خاصی اینجا نه همه ۹ و شاید ۵ ۶د مردم جهان بر این پای دارن زنده می‌کنن حالا هر کسی به یه شکلی هر کسی به یه شکلی دنبال جعبه توجهه حتی توی مثلاً چیزای متفاوت‌تر من همینو می‌بینم تو میگم خیلی خیلی مسائل مختلف توی خیلی از اتفاقات که آدما دارن به این سمت و سو میرن اون از نیروی در واقع اطلاعات امنیت روسیه گرفته تا مردم عادی تا ورزشکارای خیلی بزرگ و مشهور تا بازیگرای مشهود یه کارایی می‌کنن یک مثلاً از خودشون یه فیلمایی می‌گیرن پخش کنن بزنن ببینیم چقدر شیر میشه ببینیم چند تا لایک می‌خوره ببینیم چند نفر در موردش صحبت می‌کنن ً لذت می‌برن. به رسانه‌ها بگن آقا در مورد ما یه همچین م مطالبی رو بنویس. از بازیکنایی میگم فوتبال و بسکتبال و حالا راگبی و همه در واقع رشته‌ها و بیاد یه نگاه دوباره به خودمون بندازیم ببینیم که آقا اصلاً ما داریم برای چی زندگی می‌کنیم و هر موقع دیدی داری یه کاری رو انجام میدی که بقیه بگن واو یا بقیه بگن مثلاً مورد توجه قرار بگیری یا مثلاً هی در موردش بکنه مثلاً یه کار خاصی رو بکنی یه چیز خاصی رو بپوشی یه حرکت خاصی بزنی که بقیه بگن چرا این کارو کردی دیدید بعضیا خیلی علاقه دارن به این موضوع یه کار معما آمیزی رو انجام میدن معماگونه که در واقع بقیه بهشون بگن که خب تو چرا این کارو کردی بعد بشینه توضیح بده و لذت میبره از اینکه مثلاً توجه رو جلب کرده یه کار خاص و عجیبی رو انجام داده که سؤال برانگیز بوده بعد بقیه سؤال کردن بعد اینم جواب داده تو خونه زندگیتون اون چیزی که نیاز داریدو بخرید اون چیزی که نیاز نداریدو نخریید ن کاری که نیاز داریدو انجام میدید اون رشته‌ای که علاقه داریدو برید اون کاری که علاقه نداریدو انجام ندید اون ماشینی که دوست داری کارتو انجام میده انجام بده نه اون ماشینی که تو نظر بقیه مهم‌تر دیده میشه یعنی باید رو خودمون کار کنیم واقعاً یه شخصیتهایی هستن من خیلی دوستشون دارم مثل وارن بافت و یا بیل گیتس و وارن بافت که خب تقریباً الان چندین ساله با بیل گیتس رقابت دارن توی صدر جدول ثروتمندترین مردان جهان با ۷۰ ۸۰ میلیارد دارایی خالص بعد میگیم می‌کنی آقا نه مصاحبه‌ای نه چیزی نه همون ماشین به قول خودش می‌گفت این ماشین مال ۲۳۰ سال پیشه من ازش استفاده می‌کنم راضیام مثلاً خرابم نشده منم کاری ندارم نه راننده شخصی دارم نه چیزی یه خونه همون خونه ۳ ۴۰ سال پیشمو دارم و دارم تو زندگی می‌کنم راه کارامو انجام میده یعنی نیازی ندارم به بیشتر از اینکه بخوام چیز کنم این همه هم ثروت دارم ببین اینا به نظر من اینها یا مثلاً در واقع من خب توی ورزشکارا حالا الگوهای خیلی خوب یا مثلاً مند آلبرت انشتین شما نگاه کنید یک جنگجال یک حرکت الکی همیشه دور بود از رسانه‌ها همیشه کار خودشو انجام می‌داد همیشه برای خودش زندگی می‌کرد من مثالاشو خیلی زیاد زدم قبلاً همیشه بازی شواری بود همیشه بدون جوراب بود تو خیابون می‌رفت با یه لباس کاملاً ساده این مثال خیلی معروفیه که همیشه خیلی لباسی ساده و غیررسمی می‌پوشید حالا اون زمانی که نگاه نکنید الان که خیلیا دیگه جین می‌پوشن و تیشرت می‌پوشن و اینا اون زمانی که انشنگی بود همه کد شلوار و لباس رسمی بودن کلاه و کرواات و فلان اون زمان خب لباس کاملاً غیررسمی می‌پوشید همیشه بعد مثلاً خانمش بهش می‌گفت بابا لباس رسمی پوشید می‌گفتش که بابا اینجا همه ما رو می‌شناسن دیگه همه می‌دونن من این اشتینم تو امریکا حالا چه فرق می‌کنه لباس رسمی یا غیررسمی بعد یه سری رفته بودن فرانسه تعطیلات بعد خانمش گفت خب الان دیگه فرانسه هستیم اینجا دیگه لباس رسمی کش گفت بابا اینجا که کسی ما رو نمی‌شناسه که هر جوری بگردیم کسی نمی‌فهمه یعنی این آدما یا توی ورزشکارا من زینالدین زیدانو به عنوانی خیلی خیلی خوب می‌بینم که ماشاالله دیگه به بالاترین جایی که یک ورزشکار می‌تونسته برسه رسیده. یعنی بعید می‌دونم در شاید تا ۱۰۰ سال آینده کسی بتونه جای یه همچین عجوبه‌ای رو توی زمین فوتبال بگیره. به نظر من از همه اونایی که تا حالا بودن بالاتر بوده از مارادونا و پله و کریس رونالدو و مسی و یه کسی که توی دوران بازیگریش توی فینال جام جهانی توی فینال جام باشگاه تو تمام عرصه‌ها تمام مقامای ممکن رو چه در عرصه ملی چه عرصه باشگاه گرفته و الان در عرصه مربی‌گری تو اولین گام میشه مربی تیم رئال مدید و اونو در واقع قهرمان باشگاه‌ها می‌کنه، باشگاه اروپا می‌کنه و این و یه آدم واقعاً سالم یه آدم به دور از حاشیه، به دور از بحث، به دور از نمی‌دونم حرکاتهای عجیب و غریبی که بخواد رسانه‌ای کنه خودشو، بخواد جنجال درست کنه مثل بقیه خیلیهم مربیا هستن که از این علاقه‌ها دارن حتی تو مسند مربی‌گری حالا نه زمان بازیگرش این آدم حاشیه داشت غیر از اون کارت قرمز با ایتالیاش واقعاً آدم کاملاً آرام و بدون بحث و بدون خالکوبی‌های عجیب و غریب و بدون نمی‌دونم حرکت‌های خاص و حاشیه‌های زندگی شخصی و فلان و اینا و آدم لذت می‌بره از این آدما. یعنی به نظر من اینا خیلی خیلی خوب زندگی کردن یعنی به نظر من اینها خودمو دارم میگم خیلی راضیا از زندگیم که برای خودمه که واقعاً برای خودم دارم زندگی می‌کنم. نه برای دیگران. دنبال این نیستم که بیام حالا خودمو رسانه‌ای کنم. هیچ علاقه‌ای به شهرت ندارم. هیچ گونه علاقه‌ای که آقا مثلاً بیام حالا مشهور بشم بیام تبلیغ کنم بیام رسانه. مگه من نمی‌تونستم تو تلویزیون ایران برنامه داشته باشم؟ مگه نمی‌تونم همین تو تلویزیونی لس‌آنجلسی برنامه داشته باشم؟ ولی واقعاً هرچی فکر می‌کنم اینم. من اصلاً اصلاً مال این داستان نیستم که بخوام مثلاً حالا هی هی جلب توجه کنم. اصلاً انگار تو وجود من نیست و من دوست دارم مال خودم زندگی کنم. برای دل خودم زندگ. کنم به شیوه خودم زندگی کنم و بهتون پیشنهاد می‌کنم یه سبک شخصی برای خودتون ایجاد کنید و و به سبکتون وفادار ببینید برای دل خودتون زندگی کنید نه برای دل مردم نه برای توجه جلب کردن اگر می‌خواید واقعاً طعم خوشبختی رو بچید اگه می‌خواید واقعاً برای خودتون زندگی کنید اگه می‌خواید پیشرفت کنید اگه میخواید می‌خواید آرامش داشته باشید سعی کنید همه این حواشی رو از خودتون دور کنید هر کاری که می‌خوای بکنی بگو این برای خودم دارم این کارو انجام میدم و برای ب دارم مجم از خودت بپرس و سعی کن که زبونتو دهنتو ببندی موقعی که رفتارهایی رو یا حرفایی رو میخوای بزنی برای توجه بیشتر برای در واقع جلب توجه جلب نمیدونم حمایت بیشتر توی این شبکه‌های اجتماعی سعی کنید اگر حرفی دارید برای گفتن خب حرفتونو بزنید اگر موضوعی هست اگر می‌بینی داری یه کاری می‌کنی یه حرفی می‌زنی یه چیزی درست کنی فقط برای اینکه توجه جلب کنی بدون اینکه داری مسئله اشتباه رو میری و داری داری دور میشی از خودت از خود واقعیت از اون خود خداگونت داری دور میشی و پایه و اساس زندگیتونو بذارید بر روی اینکه من انسان ارزشمندی هستم من نیاز ندارم کسی ارزش منو مشخص کنه من نیاز به توجه دیگران ندارم خودتون رو شخصیتتون رو زندگیتون رو پایه‌های زندگیتونو بر اساس دیگران و نظر دیگران و تأیید دیگران و توجه دیگران نچینید این زندگی خیلی قشنگه من دارم تجربه‌ش می‌کنم پایه‌های عزت نفسو اگر درست بچینیم همه چیز خودبهخود درست میشه یعنی میگم خیلی این بحث گسترده است من خیلی رو خودم انصافاً خیلی رو خودم کار کردم برای اینکه این چیزی باشم که الان هستم و الان می‌فهمم که چقدر زندگیم از لحاظ کیفیت بهتر از بقیه یک دلایل موفقیتم اینه که من برای خودم کار می‌کنم نه برای توجه دیگران من برای دل خودم کار می‌کنم جوری برنامه‌ریزی کردم تو ذهن خودم همه چیو که اصلاً برای دل خودم زندگی کنم اصلاً نظر بقیه برام مهم نیست کاری رو جام میدم که فکر می‌کنم درسته. ز جوری زندگی می‌کنم که فکر می‌کنم درسته و واقعاً راضیا و واقعاً راضیا. همیشه سعی کنید که جوری زندگی کنید که شما رو راضی کنه نه دیگران رو. چون شما نمی‌تونید دیگران رو راضی کنید. شما نمی‌تونید همه رو راضی کنید چون شما ناتوانید در راضی کردن دیگران ولی توانا هستید در راضی کردن خودتون سبک زندگی شخصیتونو پیدا کنید و بر اساس اون زندگی کنید. سبکی که به شما آرامش بیشتری میده، احساس خوب بهتری میده و واقعاً خوشحالم که من دارم به سبک زندگی خودم زندگی می‌کنم. یه سبک کاملاً پرسنال و شخصی که داره به من اون چیزی رو که نیاز دارم از دنیا داره به من میده و مهم‌ترین موضوعش آرامش. آرامش آرامش واقعی. اگر محصول عذت نفسو تهیه نکردید حتماً استفاده کنید ازش. به نظر من بهترین محصولی که تو جهان گفتم بهتون آماده شده با توجه به چیزایی که من دیدم و کتابایی که خوندم و کارایی که انجام شده خیلی خیلی کامل و خیلی اره و نتیجه‌ش یک نتیجه بی‌نظیر خواهد بود. چون اگر عزت نفس و اعتماد به نفس شما باتر باشه، همه کار می‌تونی انجام بدی. هرچقدر خودتو دوست داشته باشی، هرچقدر توانایی خودتو بدونی، هرچقدر باورهات در مورد خودت و خدایی که پشت سرت هست بهتر باشه، کارهایی انجام میدی که اصلاً باورنکردنیه. یعنی باور نکردنیه. آدمای با اعتماد به نفضت نفس بالا جهان رو متحول می‌کنن. خیلی بزرگ‌تر از حد توانایی دیگران می‌تونن کار انجام بدن. وقتی که انسان به این قدرت‌های خودش واقف بشه. وقتی که انسان با این حد از توانایی خودش واقف بشه و دیگه نظر دیگران براش مهم نباشه. امیدوارم که هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید. فعلاً خدانگهدار.

برچسب ها :

عزت نفس

مشخصات
باورسازی تکاملی ایجاد باورها یک پروسه تکاملی ایست و قدم به قدم صورت میگیرد. اینجا هر باوری که سعی می‌کنم در خودم ایجاد کنم را به اشتراک می‌گذارم. بر حسب موقعیت‌ها و شرایط مختلف زندگی باورهای متفاوتی را باید در خودم ایجاد کنم. مقداری از آنهایی که به صورت نوشته است را با شما به اشتراک می‌گذارم. این را هم بگویم که ممکن است بسیاری از نوشته‌ها تکراری باشد چون راه ساختن باور، تکرار آن باورهاست. بنابراین من آن نوشته‌هایی که از نو برای تکرار باور می نویسم را نیز به اشتراک میگذارم.
آرشیو وب

evolutionarybelief.blogfa.com/

آمارگیر وبلاگ



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

ابزار وبمستر

تماس با ما

هدایت به بالای صفحه

E V O L U T I O N A R Y B E L I E F . B L O G F A . C O M